رخ خورشید

عيب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است       ديده بگشاى كـــــه بينى همــه عالم طور است

لاف كـــم زن كـــــــــه نبيند رخ خـورشيد جهان       چشــم خفــاش كـــــه از ديدن نــورى كور است

يــــــــــا رب، ايــن پرده پندار كه در ديده ماست       بـــاز كن تــــا كــــه ببينم همــــه عالم نور است

كــــــــــاش در حلقه رندان خبرى بود ز دوست        سخن آنجا نه ز "ناصر" بــــــود از "منصـور" است

واى اگـــــر پــــــــرده ز اســــرار بيفتــــــد روزى      فاش گردد كه چه در خرقــــه اين مهجــــور است

چــــــه كنــــــــم تا به سر كوى توام راه دهند؟      كاين سفر توشه همى‏خواهــد و اين ره دور است

وادى عشق كه بى هوشى و سرگردانى است     مــــــدعى در طلبش بـــــوالهوس و مغــرور است

لـــب فرو بست هر آن كس رخ چون ماهش ديد      آنكــــه مـــــدحت كنـد از گفته خود مسرور است

وقت آن است كــــــــه بنشينم و دم در نـــــزنم       به همــــه كــون و مكان مدحت او مسطور است

 

   امام خمینی (ره)

| (نظر بدهید.) | 11:09 AM  چهارشنبه، 26 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 رخ خورشید

عيب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است       ديده بگشاى كـــــه بينى همــه عالم طور است

لاف كـــم زن كـــــــــه نبيند رخ خـورشيد جهان       چشــم خفــاش كـــــه از ديدن نــورى كور است

يــــــــــا رب، ايــن پرده پندار كه در ديده ماست       بـــاز كن تــــا كــــه ببينم همــــه عالم نور است

كــــــــــاش در حلقه رندان خبرى بود ز دوست        سخن آنجا نه ز "ناصر" بــــــود از "منصـور" است

واى اگـــــر پــــــــرده ز اســــرار بيفتــــــد روزى      فاش گردد كه چه در خرقــــه اين مهجــــور است

چــــــه كنــــــــم تا به سر كوى توام راه دهند؟      كاين سفر توشه همى‏خواهــد و اين ره دور است

وادى عشق كه بى هوشى و سرگردانى است     مــــــدعى در طلبش بـــــوالهوس و مغــرور است

لـــب فرو بست هر آن كس رخ چون ماهش ديد      آنكــــه مـــــدحت كنـد از گفته خود مسرور است

وقت آن است كــــــــه بنشينم و دم در نـــــزنم       به همــــه كــون و مكان مدحت او مسطور است

 

   امام خمینی (ره)

| (نظر بدهید.) | 10:48 AM  چهارشنبه، 26 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 سیره ی نبوی

هنگامی که آیه 214 سوره شعراء نازل شد که «انذر عشیرتک الاقربین» ، پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله)  بستگانش را به مهمانی فراخواند و پس از پذیرایی سخن خود را آغاز و آنان را از شرک و بت پرستی نهی فرمود.

آری، دعوت باید همراه با عواطف و مهربانی باشد و از نزدیکان شروع شود. زیرا اولاً پذیرش دعوت از طرف نزدیکان زمینه را برای پزیرش دیگران فراهم می کند.

و ثانیاً انسان در برابر بستگان نزدیک مسئولیت بیشتری دارد و روابط فامیلی نباید مانع نهی از منکر باشد.

تعداد مهمانان را چهل و پنج نفر گفته اند ولی ابولهب با سخنان یاوه جلسه را از آمادگی انداخت و حضرت مهمانی دیگری تشکیل داد و بعد از صرف غذا، پیام رسالت خود را اعلام کرد. تنها کسی که پاسخ مثبت داد نوجوانی به نام علی علیه السّلام بود که پیامبر فرمود: این برادر و وصی و خلیفه و وزیر من است که باید سخن او را گوش و از او اطاعت کنید.

پیامبر اکرم (ص) سه سال تبلیغ مخفیانه کرد تا این آیه نازل شد:«فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین» آنچه را بدان مأمور شده ای آشکار کن و از مشترکین اعراض نما (و به آنان اعتماد نکن) همانا ما تو را از شرک استهزاء کنندگان کفایت کردیم.

پیامبر اسلام دعوت خود را در دامنه کوه صفا در کنار مسجدالحرام آشکار کرده و فرمود: اگر دعوت مرا بپذیرید حکومت و عزت دنیا و آخرت از شماست. ولی آنان مسخره کردند و نزد عموی حضرت (ابوطالب) آمدند و شکایت کردند که محمد جوانان ما را فریب می دهد، اگر خواهان پول و همسر و مقام است به او می دهیم.

پیامبر به عموی خود گفت: سخن من پیام الهی است و من هرگز دست بردار نیستم. کفاراز ابوطالب خواستند که محمد را تحویل آنان دهد تا خودشان درباره او تصمیم بگیرند ولی ابوطالب نپذیرفت.

خداوند به پیامبرش وعده داد که ما استهزاکنندگان را کفایت کردیم و مسخره آنان اثری در کار تو ندارد.

پیامبر اسلام در دعوت مردم به وحدت پیشگام بود و عقیده داشت اگر به تمام اهداف حق خود در مرحله اول دست نیافتیم از تلاش و دعوت برای رسیدن به بعضی از آنها خودداری نکنیم. باید به عقاید صحیح دیگران و مقدسات طرف مقابل تا آنجا که ممکن است احترام گذاشت و یکی از مراحل تبلیغ دعوت به مشترکات است.

بر این اساس پیامبر اکرم (ص) مأمور می شود اهل کتاب را به مشترکات دعوت کند:« بگو: ای اهل کتاب! به سوی سخنی بیایید که میان ما و شما مشترک است. جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم.»

دو نفر از سران مدینه به مکه آمدند و خدمت پیامبر رسیدند . حضرت آیات 151 و 152 سوره انفال را برای آنان تلاوت کرد، آن دو نفر مسلمان شدند و تقاضای نماینده و مبلغ کردند و این آغاز اسلام در مدینه بود.

اگر به محتوای دو آیه ی فوق بنگریم می فهمیم که سیره تبلیغی پیامبر در آغاز دعوت بیان کلیاتی بود که هم با عقل و فطرت و وجدان سالم سازگار است و هم از مشترکات ادیان آسمانی است. زیرا در تورات ، دعوت باید با ساده گوئی ، مطالبی که هر وجدان و عقل و فطرتی می پسندد بیان شود. اما محتوای دو آیه ی  سوره ی انفال چه بود؟

دوری از شرک، آدم کشی ، فرزندکشی، کم فروشی، گفتار غیر عادلانه و دوری از انواع فحشا و تصرف در مال یتیم و سفارش والدین و وفای به پیمان و انجام تکلیف در حد قدرت.

امروز افرادی دکترای برنامه ریزی درسی دارند. چه زیباست که سر سفره قرآن بنشینیم و ببینیم که خداوند در چه سالی چه فرمانی برای رشد و هدایت مردم را صدر کرد و شیوه تبلیغ و تعلیم را از وحی الهام بگیریم.

مثلا در روایات می خوانیم کودک را تا چه مدتی آزاد بگذارید و بعد از سه سال ، اولین کلمه ای را که به او یاد می دهید چه باشد و بعد از گذشت مدتی دومین کلام چه باشد و همچنین برای بزرگسالان در آغاز دعوت چه بگوئید و در برابر طاغوت هائی مثل فرعون با چه سخن و ادبیات و محتوائی سخن بگوئید. آری، توجه به شرایط زمانی و مکانی و روانی و شأن نزول ها برای کارشناسان ارشد ما هم روانشناسی آموزشی است و هم روانشناسی تبلیغاتی.

| (نظر بدهید.) | 10:46 AM  چهارشنبه، 26 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و شـش
 

سیره عملی پیامبر

 

اولین اقدام حضرت در مدینه ساختن مسجد بود. مرکز وحدت، م و خدمت و قضاوت، تصمیم گیری های کلان، محوریت مسجد و نماز در سیره تمام انبیا به چشم می خورد. خداوند اولین نقطه خشکی را کعبه و سپس زمین را از زیر آن گسترش داد.

در ساختن مسجد خود پیامبر کار می کرد و برای شرکت زنان مسلمان وقتی را تعیین کرده بود که به جای مردان، زنان کارگری کنند و بدینوسیله همه در بنای مسجد شریک باشند. مسجدی که با ده پایه از ده تنه درخت خرما بنا شد و دنیا را لرزاند.

یک سیره عملی دیگر، طرح برادری است و ما آیه دهم سوره حجرات را که پیرامون این طرح است از تفسیر نور در اینجا بیان می کنم.

«همانا مؤمنان با یکدیگر برادرند، پس میان برادران خود، (در صورت اختلاف و نزاع) صلح و آشتی برقرار کنید و از خدا پروا کنید تا مورد رحمت قرار گیرید.»

این آیه ، رابطه ی مؤمنان با یکدیگر را همچون رابطه ی دو برادر دانسته که در این تعبیر نکاتی نهفته است و از جمله:

1. دوستی دو برادر ، عمیق و پایدار است.

2. دوستی دو برادر، متقابل است نه یک سویه.

3. دوستی دو برادر، بر اساس فطرت و طبیعت است نه جاذبه های مادی و دنیوی.

4. دو برادر در برابر بیگانه، یگانه اند و بازوی یکدیگر.

5.اصل و ریشه دو برادر یکی است.

6.توجه به برادری مایه ی گذشت و چشم پوشی است.

7.در شادی او شاد و در غم او غمگین است.

 

امروزه برای اظهار علاقه، کلمات رفیق ، دوست، هم شهری و هم وطن بکار می رود اما اسلام کلمه برادر را بکار برده که عمیق ترین واژه هاست.

در حدیث، دو برادر دینی به دو دست تشبیه شده اند که یکدیگر را شستشو می دهند.

در این آیه و آیه ی قبل، سه بار فرمان «اصلحوا» تکرار شده که نشانه ی توجه اسلام به برقراری صلح و دوستی میان افراد جامعه است.

در آیه ی قبل فرمود: «فاصلحوا...واقسطوا» به عدالت ، صلح برقرار کنید . و این آیه می فرماید:«فاصلحوا...واتّقوا» در برقراری صلح، از خدا بترسید. اگر شما را به عنوان میانجی پذیرفتند خدا را در نظر بگیرید و حکم دهید نه آنکه  اصلاح شما، مایه  ظلم و ستم به یکی از طرفین گردد.

 

 

اخوت و برادری

 

از امتیازات اسلام آن است که اصلاحات را از ریشه شروع می کند.مثلا می فرماید: « إِنَّ الِعزَّة لِلّه جَمیعاً» تمام عزت برای خداست، چرا به خاطر کسب عزت به سراغ این و آن می روید؟ یا می فرماید :«إنَّ القوّة لِلّه جَمیعاً»تمام قدرت ها از اوست، چرا هر ساعتی دور یک نفر می چرخید؟! در این آیه نیز می فرماید:«همه ی مؤمنین با یکدیگر برادرند» بعد می فرماید:«اکنون که همه برادر هستید، قهر و جدال چرا؟ همه با هم دوست باشید»

بنابراین برای اصلاح رفتار فرد و جامعه باید مبنای فکری و اعتقادی آنان را اصلاح کرد.

طرح اخوّت و برادری و بکارگیری این واژه ، از ابتکارات اسلام است.

در صدر اسلام پیامبر(ص) به همراه هفتصد و چهل نفر در منطقه ی «نخلیه» حضور داشتند که جبرئیل نازل شد و فرمود:خداوند میان فرشتگان عقد برادری بسته است، حضرت نیز میان اصحابش عقد اخوّت بست و هرکس با کسی برادر شد.

ابوبکر با عمر، عثمان با عبدالرحمن، سلمان با ابوذر، طلحه با زبیر، مصعب با ابوایّوب انصاری، حمزه با زیدبن حارثه، ابودرداء با بلال ، جعفر طیّار با معاذبن جبل، مقداد با عمّار ، عایشه با حفصه،امّ سلمه با صفیّه و شخص پیامبر با علی(ع) عقد اخوت بستند.

در جنگ اُحد ، پیامبر دستور داد دو نفر از شهدا، به نام های عبدالله بن عمر و عمربن جموح را که میانشان برادری برقرار شده بود ، در یک قبر دفن کنند.

برادری نسبی، روزی گسسته خواهد شد،«فلا اَنساب بینهم» ولی برادری دینی حتی در قیامت پایدار است«اِخواناً علی سُرُرٍ متقابلین»

رابطه ی اخوّت ، اختصاص به مردان ندارد، بلکه این تعبیر در مورد زنان نیز بکار رفته است. «و ان کانوا اِخوَة رجالاً و نساءً»

دوستی و برادری باید تنها برای خدا باشد. اگر کسی با دیگری بخاطر دنیا دوست شود به آنچه انتظار دارد نمی رسد و در قیامت نیز دشمن یکدیگر می شوند. قرآن می فرماید : در قیامت ، دوستان با هم دشمن می گردند جز متّقین.«الاخلاءُ یَومئذ بَعضهم لِبعض عَدوٌّ الّا المتّقین»

آنچه مهم تر از گرفتن برادر است، حفظ برادری است. در روایات از کسانی که برادران دینی خود را رها می کنند به شدّت انتقاد شده و سفارش شده است که اگر برادران از تو فاصله گرفتند ، تو با آنان رفت و آمد داشته باش.«صِل مَن قَطعک»

امام صادق(ع) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، مانند یک جسد که اگر بخشی از آن بیمار گردد ، همه ی بدن ناراحت است. سعدی این حدیث را به شعر درآورده است:

بنی آدم اعضای یک پیکرند                                  که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار                            دگرعضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی                      نشاید که نامت نهند آدمی

 

 

 

حقوق برادری

 

رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)  فرمود: مسلمان بر برادر مسلمانش سی حق دارد که هریک باید آن حقوق را ادا کنند ، از جمله:

1.عفو و مهربانی به او

2.پنهان کردن اسرار او

3.جبران اشتباهات او

4.قبول عذر او

5. دفاع در برابر بدخواهان او

6. خیرخواهی نسبت به او

7. عمل به وعده هایی که به او داده

8. عیادت به هنگام بیماری او

9. تشییع جنازه او

10.پذیرفتن دعوت و هدیه ی او

11. جزا دادن به هدایای او

12. تشکر از خدمات او

13. کوشش در یاری رسانی به او

14. حفظ ناموس او

15. برآوردن حاجت او

16. واسطه گری برای حل مشکلاتش

17. سلامش را پاسخ دهد

18. به سخن و گفته ی او احترام گذارد.

19. هدیه ی او را خوب تهیه کند.

20. سوگندش را بپذیرد.

21. دوست او را دوست بدارد.

22. او را در حوادث تنها نگذارد.

23. هر چه را برای خود می خواهد برای او نیز بخواهد

....

پیامبر اکرم (ص) بعد از تلاوت آیه «انّما المؤمنون اِخوَة» فرمودند: خون مسلمانان با هم برابر است و اگر یکی از آنان به کسی پناه یا امان داد، دیگران باید به آن تعهد پایبند باشند و همه در برابر دشمن مشترک، بسیج شوند.« و هم یَدُ علی مَن سواهم»

 
+ نوشته شده در  85/10/01ساعت 0:35 AM  توسط سیده طاهره حسینی  |  نظر بدهید

وظیفه ما

 

ما در برابر آن حضرت وظایفی داریم که به آنها اشاره می شود.

1.     شناخت او ؛ بدانیم که او طبیب و کتابش شفای ما و خودش الگوی ما در دنیا و شفیع ما در قیامت است.

2.     بعد از شناخت به او ایمان آوریم و با او همراه باشیم و مزد رسالتش را که مودت اهل بیت اوست بپردازیم و بدانیم ثمره ی این مودت به خود ما برمی گردد.

3.     آنچه برای ما آورده است بگیریم و عمل کنیم.

4.     در عمل به دستورات او نق نزنیم و تسلیم بی چون و چرا باشیم. قرآن می فرماید کسانی که به داوری تو ایراد می گیرند در حقیقت ایمان ندارند.

ناگفته نماند که تسلیم خدا و رسول شدن هرگز به معنای کنار گذاشتن عقل نیست؛ زیرا عقل به ما می گوید بعد از معرفت و شناخت صحیح باید پیروی کرد.آری همین که با عقل تخصص پزشکی را شناختیم ، نسخه او را بی چون و چرا عمل می کنیم و هیچ کس نمی گوید عمل به نسخه پزشک کنار گذاشتن عقل است. و اگر بیماران بگویند تا ما اسرار واقعی هر دارو را ندانیم آن را مصرف نمی کنیم باید بسیاری از بیماران از دنیا بروند؛ چون هر بیمار توان شناخت اسرار دارو را ندارد.

5.     یکی از وظایف ما ، صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد (ص) است که این سفارش، فرمان خداوند در سوره احزاب است:همانا خداوند و فرشتگان پیوسته بر پیامبر درود می فرستند، پس ای کسانی که ایمان دارید شما نیز بر او صلوات بفرستید.

آری، وقتی که این آیه نازل شد اصحاب پرسیدند یا رسول الله چگونه صلوات بفرستیم؟ حضرت فرمود بگویید:«اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد»

برای صلوات آثار و پاداش های فراوانی نقل شده از جمله این که رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:«هر کس در نوشته اش بر من صلوات بفرستد تا این صلوات در نوشته هست او پاداش خواهد داشت

| (نظر بدهید.) | 10:41 AM  چهارشنبه، 26 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و شـش

لینک باکس وبلاگ